فیلم Mercy یک تریلر علمی‌تخیلی است که با ایده «محاکمه در برابر قاضی هوش مصنوعی» سعی می‌کند هم هیجان بسازد و هم سؤال اخلاقی مطرح کند.
اگر دنبال یک فیلم آینده‌نگرِ پرتنش هستید که زمان را مثل یک بمب ساعتی روی شانه شخصیت اصلی بگذارد، فیلم Mercy دقیقاً با همین فرمول جلو می‌رود.
در این مقاله، فیلم Mercy را بدون کلیشه و با نگاه کاربردی بررسی می‌کنیم تا قبل از تماشا بدانید دقیقاً با چه تجربه‌ای روبه‌رو هستید.

برای دیدن و دنبال کردن سایر آثار مشابه، این صفحه می‌تواند مسیر خوبی باشد: آرشیو فیلم خارجی


فیلم Mercy چیست؟ معرفی سریع و دقیق فیلم Mercy (2026)

فیلم Mercy (با عنوان فارسی «بخشش») یک اثر علمی‌تخیلی و دلهره‌آور آمریکایی است.
کارگردانی فیلم Mercy را تیمور بکمامبتوف بر عهده دارد؛ فیلم‌سازی که معمولاً به فرم‌های متفاوت و ریتم تند علاقه نشان می‌دهد.
در مرکز توجه فیلم Mercy، یک پرونده جنایی قرار دارد که در قالب آینده نزدیک روایت می‌شود.

چیزی که فیلم Mercy را از یک تریلر ساده جدا می‌کند، ایده «قاضی هوش مصنوعی» است.
در دنیای داستان، عدالت تا حد زیادی دیجیتالی شده و تصمیم‌گیری نهایی را یک سیستم پیشرفته انجام می‌دهد.
این انتخاب روایی، هم فرصت خلق تعلیق می‌دهد و هم زمینه نقد اجتماعی فراهم می‌کند.

از نظر تولید، فیلم Mercy یک پروژه متوسط رو به بزرگ محسوب می‌شود.
هم بازیگران شناخته‌شده دارد و هم به لحاظ طراحی جهان آینده‌نگر، روی جزئیات ظاهری حساب باز کرده است.
اما نکته مهم برای مخاطب عمومی این است: «آیا ایده جذاب، به فیلم جذاب تبدیل شده؟»

اگر از آن دسته مخاطبانی هستید که قبل از تماشا دوست دارید بدانید «چه چیزی در انتظارم است»، فیلم Mercy را می‌توان این‌طور خلاصه کرد:
یک مسابقه ۹۰ دقیقه‌ای با زمان، در محیطی نیمه‌دادگاهی و نیمه-دیجیتال.
تمرکز فیلم Mercy بیشتر روی فشار روانی و تصمیم‌های لحظه‌ای است تا اکشنِ سنگین.

برای اینکه تجربه تماشای فیلم Mercy بهتر شود، یک توصیه ساده وجود دارد.
این فیلم را با ذهنیت «تریلر ایده‌محور» ببینید، نه «شاهکار فلسفی درباره هوش مصنوعی».
چون Mercy سؤال‌های جذابی طرح می‌کند، اما همیشه فرصت نمی‌کند همه‌شان را عمیق باز کند.



داستان فیلم Mercy؛ محاکمه ۹۰ دقیقه‌ای و ایده عدالت الگوریتمی

داستان فیلم Mercy در لس‌آنجلس سال ۲۰۲۹ رخ می‌دهد.
قهرمان داستان یک کارآگاه است که به قتل همسرش متهم شده و در موقعیتی گیر افتاده که هر دقیقه‌اش تعیین‌کننده است.
او باید ظرف ۹۰ دقیقه بی‌گناهی خود را ثابت کند؛ نه فقط برای نجات خودش، بلکه برای اینکه سیستم را به چالش بکشد.

نکته اصلی در فیلم Mercy این است که قاضی پرونده «انسان» نیست.
قاضی، یک هوش مصنوعی پیشرفته است؛ سیستمی که براساس داده، الگو و احتمالات تصمیم می‌گیرد.
پس پرونده به‌جای اینکه صرفاً به «حس و شهود قاضی» وابسته باشد، به «تفسیر داده» وابسته می‌شود.

در ظاهر، این می‌تواند عادلانه‌تر به نظر برسد.
اما فیلم Mercy از همان ابتدا سؤال می‌سازد: اگر داده ناقص باشد چه؟
اگر الگوریتم سوگیری داشته باشد چه؟ و اگر حقیقت، چیزی باشد که در دیتابیس ثبت نشده باشد، عدالت چه می‌کند؟

ساختار زمان‌بندی ۹۰ دقیقه‌ای، مثل یک موتور محرک عمل می‌کند.
فیلم Mercy با این ترفند، مخاطب را مجبور می‌کند مدام همراه شخصیت اصلی بدود.
این نوع روایت معمولاً وقتی خوب جواب می‌دهد که سرنخ‌ها منطقی، و کشف‌ها مرحله‌به‌مرحله باشند.

در فیلم Mercy، زمان فقط یک عدد نیست؛ تبدیل می‌شود به فشار، ترس، و تصمیم‌های غیرقابل بازگشت.

اگر بخواهیم بدون اسپویل بگوییم: فیلم Mercy بیشتر روی «فرآیند دفاع» تمرکز دارد تا «پیچش‌های غافلگیرکننده».
یعنی شما یک مسیر دفاعی می‌بینید که به‌تدریج شکل می‌گیرد، نه یک پازل پیچیده با پایان غیرقابل حدس.
برای همین، کسانی که عاشق معماهای خیلی پیچیده هستند ممکن است Mercy را ساده‌تر از انتظارشان ببینند.

از طرف دیگر، داستان فیلم Mercy یک ویژگی مهم دارد.
این فیلم درباره یک اتهام شخصی شروع می‌شود، اما کم‌کم رنگ اجتماعی می‌گیرد.
چون وقتی قاضی یک هوش مصنوعی باشد، پرونده فقط «پرونده یک نفر» نیست؛ می‌شود «آزمون یک سیستم».


بازیگران فیلم Mercy؛ کریس پرت، ربکا فرگوسن و وزن نقش‌ها

یکی از چیزهایی که فیلم Mercy را از نظر تبلیغاتی جلو انداخت، ترکیب بازیگرانش بود.
کریس پرت در نقش کارآگاه (کریس ریون) قرار می‌گیرد؛ کاراکتری که باید هم مظنون باشد و هم قربانی.
او باید هم تماشاگر را قانع کند و هم در جهان داستان، از زیر تیغ یک سیستم تصمیم‌گیرنده عبور کند.

نقش ربکا فرگوسن در فیلم Mercy جذاب‌تر از چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد.
او نقش «قاضی مدوکس» را بازی می‌کند؛ اما این قاضی، یک شخصیت انسانی کلاسیک نیست.
در واقع، بازی او ترکیبی از خونسردی، کنترل و فاصله عاطفی است؛ چیزی شبیه به «صدای قانون» در قالب یک بدن.

در فیلم Mercy، بازیگران مکمل هم نقش مهمی دارند.
چون این‌گونه داستان‌ها اگر فقط روی یک نفر بچرخند، بعد از نیم ساعت خسته‌کننده می‌شوند.
کاراکترهای مکمل کمک می‌کنند لایه‌های پرونده، روابط و انگیزه‌ها قابل لمس‌تر شود.

بازیگر نقش در فیلم Mercy کارکرد در روایت
کریس پرت کارآگاه کریس ریون محور تعلیق، دفاع و کشف حقیقت
ربکا فرگوسن قاضی مدوکس (AI) فشار قضایی، چالش اخلاقی، تصمیم نهایی
آنابل والیس نیکول ریون گره اصلی پرونده و موتور انگیزه‌ها
کالی ریس همکار/شریک کارآگاه تعادل روایی و فشار پلیسی-حرفه‌ای

نکته‌ای که در مورد بازی‌ها باید واقع‌بینانه گفت این است: فیلم Mercy خیلی جا برای «بازی‌نمایی» نمی‌گذارد.
چون ساختار زمان‌محور و ریتم سریع، فرصت مکث‌های طولانی را کم می‌کند.
پس اگر دنبال سکانس‌های عمیق احساسی هستید، Mercy بیشتر شما را با «استرس» همراه می‌کند تا «اشک».

با این حال، برای مخاطب عمومی، ترکیب بازیگران باعث می‌شود فیلم Mercy قابل تماشا و «کم‌ریسک» باشد.
یعنی حتی اگر از نظر فیلمنامه عالی نباشد، حضور بازیگران شناخته‌شده، تماشای آن را از حالت وقت‌تلف‌کردن خارج می‌کند.
این دقیقاً همان چیزی است که خیلی از مخاطبان برای یک شب فیلم‌دیدن می‌خواهند.


عوامل سازنده فیلم Mercy؛ کارگردانی بکمامبتوف و انتخاب‌های اجرایی

برای اینکه بفهمیم فیلم Mercy چرا بعضی جاها خوب کار می‌کند و بعضی جاها نه، باید به اجرای آن نگاه کنیم.
تیمور بکمامبتوف به‌عنوان کارگردان، معمولاً به ریتم و فرم اهمیت می‌دهد.
در Mercy هم همین ویژگی دیده می‌شود: حرکت سریع، کات‌های کوتاه، و تلاش برای نگه داشتن تنش.

یکی از تصمیم‌های مهم در فیلم Mercy، ساختن «فضای دادگاهِ آینده» است.
نه آن‌قدر فانتزی که غیرواقعی شود، و نه آن‌قدر معمولی که حس آینده ندهد.
این تعادل، معمولاً با نور، طراحی صحنه و رابط‌های دیجیتال ساخته می‌شود.

در چنین فیلم‌هایی یک خطر وجود دارد: ظاهر جذاب، جای منطق را بگیرد.
یعنی فیلم Mercy زیبا به نظر برسد، اما وقتی دقیق نگاه می‌کنید، انگیزه‌ها یا اتفاقات کمی سرهم‌بندی باشد.
بخش مهمی از نقدهای منفی هم دقیقاً روی همین نقطه دست گذاشته‌اند: ایده قوی، اما پرداخت نه‌چندان دقیق.

از منظر فیلمنامه، Mercy یک جور «داستان فشرده» است.
چون باید ظرف زمان کوتاه، هم پرونده را جلو ببرد، هم قاضی AI را معرفی کند، هم گذشته شخصیت را قطره‌چکانی نشان دهد.
این کار اگر خیلی خوب انجام شود، شاهکار می‌شود؛ اگر نه، بعضی سکانس‌ها حس «عجله» می‌دهند.

  • انتخاب ریتم تند برای جلوگیری از افت هیجان
  • تکیه روی فضای دیجیتال و آینده‌نگر برای خلق حس تهدید
  • تمرکز روی فشار زمانی به‌عنوان موتور داستان
  • کم کردن لحظات آرام برای اینکه فیلم «یک‌نفس» بماند

در نهایت، اجرای فیلم Mercy را می‌توان «کارکردی» توصیف کرد.
یعنی فیلم تلاش می‌کند کار خودش را انجام بدهد: هیجان بسازد، ایده مطرح کند، و مخاطب را تا پایان نگه دارد.
اگر انتظار شما همین باشد، Mercy احتمالاً تجربه بدی نیست.

اما اگر از فیلم Mercy انتظار دارید مثل آثار علمی‌تخیلی عمیق، شما را به فکر فرو ببرد، باید بگویم این فیلم بیشتر «جرقه» می‌زند تا «آتش».
سؤال می‌سازد، اما همیشه فرصت نمی‌کند وارد فلسفه عمیق شود.
این تفاوت نگاه، تعیین می‌کند شما از Mercy لذت ببرید یا نه.


نقد و بررسی فیلم Mercy؛ چرا منتقدان راضی نبودند و تماشاگران دودل شدند؟

بحث درباره فیلم Mercy بدون نگاه به واکنش‌ها ناقص است.
چون این فیلم دقیقاً از آن آثاری است که «پیش‌فرض جذاب» دارد، اما در نتیجه نهایی اختلاف نظر ایجاد می‌کند.
برخی می‌گویند Mercy سرگرم‌کننده است، برخی می‌گویند سطحی است.

اول از نقاط قوت شروع کنیم.
فیلم Mercy ایده‌ای دارد که خیلی‌ها دوست دارند: عدالت در آینده نزدیک، در دست یک قاضی هوش مصنوعی.
همین ایده باعث می‌شود حتی اگر فیلم متوسط باشد، باز هم «موضوع گفت‌وگو» داشته باشد.

نکته مثبت دیگر، ضرباهنگ است.
Mercy خیلی وقت تلف نمی‌کند و سعی می‌کند تماشاگر را در همان فاز اضطراب نگه دارد.
این برای مخاطب عمومی یک امتیاز است، چون فیلم‌های کند در ژانر تریلر معمولاً مخاطب را از دست می‌دهند.

اما نقاط ضعف کجاست؟
مهم‌ترین ایرادی که زیاد شنیده می‌شود، فیلمنامه است: بعضی انگیزه‌ها کم‌عمق و بعضی تصمیم‌ها قابل حدس.
در فیلم Mercy گاهی حس می‌کنید به‌جای اینکه حقیقت «کشف» شود، حقیقت «اعلام» می‌شود.

فیلم Mercy وقتی بهترین است که روی تنش و زمان سوار می‌شود؛ وقتی می‌خواهد خیلی توضیح بدهد، ضربه می‌خورد.

یک نقد دیگر هم به شخصیت‌پردازی برمی‌گردد.
شخصیت اصلی فیلم Mercy تحت فشار است، اما همیشه فرصت نمی‌کند لایه‌های انسانی‌اش را نشان دهد.
در نتیجه، بعضی مخاطبان به جای همدلی عمیق، فقط «همراهی اضطرابی» تجربه می‌کنند.

اینکه تماشاگران دودل می‌شوند، طبیعی است.
چون Mercy دقیقاً مرز بین «سرگرمی» و «ادعا» را راه می‌رود.
اگر شما از فیلم Mercy فقط سرگرمی بخواهید، امتیازش بالا می‌رود؛ اگر فلسفه بخواهید، پایین می‌آید.

پس بهترین راه برای قضاوت فیلم Mercy چیست؟
با معیار درست ببینید: یک تریلر علمی‌تخیلی با ایده جذاب.
نه یک اثر مرجع درباره اخلاق هوش مصنوعی.


فروش و عملکرد گیشه فیلم Mercy؛ بودجه ۶۰ میلیون و فروش جهانی ۵۳.۶ میلیون

وقتی درباره فیلم Mercy صحبت می‌کنیم، باید واقع‌بین باشیم: باکس‌آفیس بخشی از داستان است.
Mercy با بودجه ۶۰ میلیون دلار ساخته شد و فروش جهانی آن حدود ۵۳.۶ میلیون دلار گزارش شد.
این یعنی از نظر گیشه، فیلم Mercy حداقل روی کاغذ «کمتر از انتظار» ظاهر شده است.

اما چرا؟ چند عامل همزمان می‌تواند نقش داشته باشد.
اول: نقدهای منفی می‌تواند موج اولیه تماشاگر را کم کند.
دوم: ژانر علمی‌تخیلی دادگاهی خیلی «عمومی» نیست و ممکن است بخشی از مخاطبان را کنار بزند.

سومین عامل، زمان اکران است.
اکران زمستانی ممکن است در برخی مناطق با شرایط آب‌وهوایی و کاهش مراجعه به سینما همراه شود.
وقتی اکران با شرایط سخت همراه باشد، حتی فیلم‌های بزرگ هم ضربه می‌خورند، چه برسد به یک اثر متوسط.

شاخص عدد/وضعیت برداشت ساده برای مخاطب
بودجه ۶۰ میلیون دلار پروژه متوسط رو به بزرگ
فروش جهانی حدود ۵۳.۶ میلیون دلار کمتر از بودجه؛ بازگشت سرمایه دشوار
ریسک ژانر علمی‌تخیلی + دادگاهی مخاطب خاص‌تر از اکشن عمومی

برای مخاطب عمومی، این اعداد یک پیام دارد: فیلم Mercy احتمالاً «هیت بزرگ» نشده است.
اما این به معنی غیرقابل‌تماشا بودن نیست.
خیلی از فیلم‌ها در گیشه متوسط‌اند ولی در تماشای خانگی بهتر دیده می‌شوند.

نکته کاربردی: اگر شما از آن دسته مخاطبانی هستید که «فیلم‌های ایده‌محور» را در خانه بهتر می‌بینید، Mercy می‌تواند مناسب باشد.
چون در خانه می‌توانید تمرکز کنید، جزئیات را بهتر دنبال کنید، و فشار ریتم را راحت‌تر مدیریت کنید.
در سینما، برخی سکانس‌ها ممکن است سریع‌تر از حدی باشد که شما دوست دارید.


فیلم Mercy و بحث «هوش مصنوعی در عدالت»؛ جذاب‌ترین بخش فیلم برای گفتگو

حتی اگر فیلم Mercy را متوسط بدانیم، یک چیز را نمی‌شود انکار کرد: موضوعش برای گفتگو عالی است.
هوش مصنوعی در نقش قاضی، یعنی تصمیم‌گیری درباره سرنوشت انسان‌ها با اتکا به داده و احتمال.
این دقیقاً همان نقطه‌ای است که فیلم Mercy می‌تواند شما را بعد از تماشا هم درگیر کند.

در سطح اول، شاید بگوییم AI بی‌طرف‌تر است.
اما فیلم Mercy یادآوری می‌کند که بی‌طرفیِ ظاهری، همیشه بی‌طرفی واقعی نیست.
چون داده‌ها از جامعه می‌آیند، و جامعه می‌تواند سوگیری داشته باشد.

یک سؤال کلیدی که Mercy مطرح می‌کند این است: «اگر سیستم اشتباه کند، چه کسی پاسخگو است؟»
در دادگاه انسانی، حداقل شما یک فرد را می‌بینید که تصمیم گرفته است.
در دادگاه الگوریتمی، تصمیم ممکن است بین هزاران پارامتر پخش شود و مسئولیت گم شود.

عدالت وقتی ترسناک می‌شود که بتواند تصمیم بگیرد، اما نتواند توضیح بدهد چرا.

Mercy همچنین یک مسئله انسانی را هم وسط می‌کشد.
انسان گاهی به «رحم» نیاز دارد؛ یعنی جایی که قانون خشک، با فهم انسانی نرم می‌شود.
حالا اگر قاضی هوش مصنوعی باشد، «رحم» چطور تعریف می‌شود؟ آیا اصلاً قابل برنامه‌نویسی است؟

این بحث‌ها باعث می‌شود فیلم Mercy ارزش محتوایی پیدا کند، حتی اگر شاهکار نباشد.
یعنی شما می‌توانید از Mercy به‌عنوان یک «شروع گفتگو» استفاده کنید.
مثلاً درباره این حرف بزنید که آینده عدالت، چقدر باید دیجیتال شود و چقدر باید انسانی بماند.

اگر اهل دیدن فیلم‌هایی هستید که بعدش حرف برای گفتن داشته باشید، Mercy از این نظر دستِ خالی نیست.
حتی اگر از نظر داستانی شما را شگفت‌زده نکند، از نظر موضوعی می‌تواند ذهن‌تان را قلقلک بدهد.
این همان نقطه‌ای است که بسیاری از مخاطبان «نیمه‌رضایت» پیدا می‌کنند: نه عاشقش می‌شوند، نه از آن متنفر.

اگر می‌خواهید بعد از Mercy سراغ گزینه‌های مشابه بروید، این مسیر برای انتخاب فیلم‌های هم‌ژانر کمک می‌کند: لیست فیلم‌های خارجی


راهنمای تماشا: فیلم Mercy برای چه کسانی مناسب است و برای چه کسانی نه؟

یکی از بهترین روش‌ها برای اینکه از فیلم Mercy ناامید نشوید، این است که قبل از تماشا بدانید «مخاطب هدف» آن کیست.
Mercy برای کسانی مناسب‌تر است که تریلرهای زمان‌محور را دوست دارند.
یعنی فیلم‌هایی که هر دقیقه‌اش نقش دارد و ریتم نمی‌گذارد ذهن شما سرگردان شود.

اگر شما عاشق داستان‌های دادگاهی هستید، Mercy می‌تواند جذاب باشد، اما با یک تفاوت.
این فیلم بیشتر «حس دادگاه» می‌دهد تا «جزئیات حقوقی».
پس اگر دنبال دیالوگ‌های حقوقی پیچیده و بازجویی‌های طولانی هستید، ممکن است Mercy را ساده‌تر ببینید.

فیلم Mercy برای کسانی که از موضوعات فناوری و آینده می‌ترسند یا خسته می‌شوند، شاید انتخاب ایده‌آلی نباشد.
چون بخش مهمی از تعلیق فیلم روی سازوکار AI و قضاوت دیجیتال می‌چرخد.
اگر این مفهوم برای شما جذاب نباشد، ممکن است کشش فیلم کم شود.

  • اگر دوست دارید: تریلر سریع، ایده فناوری، فشار زمانی، فضای آینده نزدیک
  • اگر دوست ندارید: فیلم‌های پرکات، توضیح‌های فناوری، داستان‌های محدود به یک بحران اصلی
  • اگر حساس هستید: به موضوع قتل همسر و اضطراب شدید، بهتر است با آمادگی ذهنی ببینید

یک پیشنهاد کاربردی برای لذت بیشتر از فیلم Mercy این است که حواس‌پرتی را کم کنید.
چون ریتم تند است و اگر وسط فیلم پیام بدهید یا کار دیگری انجام دهید، ممکن است چند سرنخ را از دست بدهید.
در نتیجه پایان فیلم برایتان «ناگهانی» یا «کم‌منطق» به نظر می‌رسد، در حالی که سرنخ‌ها قبلاً داده شده‌اند.

در نهایت، اگر بخواهم خیلی شفاف بگویم: فیلم Mercy را ببینید اگر دنبال یک تجربه یک‌بارمصرف اما پرتنش هستید.
اما اگر دنبال فیلمی هستید که چند بار ببینید و هر بار نکته تازه کشف کنید، Mercy احتمالاً آن سطح از عمق را ندارد.
این جمع‌بندی کمک می‌کند انتظارتان تنظیم شود و تجربه‌تان بهتر شود.


سوالات متداول  Mercy

فیلم  درباره چیست؟

فیلم Mercy درباره کارآگاهی است که به قتل همسرش متهم شده و باید ظرف ۹۰ دقیقه بی‌گناهی خود را به یک قاضی هوش مصنوعی ثابت کند.

بازیگران اصلی فیلم چه کسانی هستند؟

کریس پرت و ربکا فرگوسن بازیگران اصلی فیلم Mercy هستند و چند بازیگر شناخته‌شده دیگر نیز در نقش‌های مکمل حضور دارند.

ژانر فیلم چیست؟

فیلم Mercy یک تریلر علمی‌تخیلی است که عناصر دادگاهی و دلهره‌آور را نیز در خود دارد.

آیا فیلم ارزش دیدن دارد؟

اگر تریلرهای زمان‌محور و ایده‌های مرتبط با هوش مصنوعی برایتان جذاب است، فیلم Mercy ارزش یک‌بار تماشا را دارد؛ اما انتظار عمق بسیار بالا نداشته باشید.

فیلم Mercy با آثار دیگری به نام Mercy اشتباه گرفته می‌شود؟

بله، نام Mercy در آثار مختلف تکرار شده است. برای پیدا کردن نسخه درست، سال تولید (۲۰۲۶) و نام بازیگران (کریس پرت و ربکا فرگوسن) را در جستجو اضافه کنید.

 

Rate this movies